شنبه، 24 آذرماه 1386
متن اصلی و ترجمه گزارش جديد سازمان هاي اطلاعاتي آمريكا در برآورد وضعیت اتمی ایران (قسمت دوم)
اطمينان در ارزيابي ها
اطلاعات مختلف از منابع گوناگون مؤيد ارزيابي ها و پيش بيني هاي ماست. در نتيجه، ما از واژه هاي سطوح بالا، متوسط يا پايين اطمينان براي ارزيابي هاي خود به شرح ذيل استفاده مي كنيم.
- اطمينان بالا عموماً به اين معناست كه قضاوتهاي ما براساس اطلاعات با كيفيت بالا مي باشد و بر اين پايه مي توان قضاوت قطعي نمود. يك قضاوت با اطمينان بالا خود يك واقعيت يا موضوع قطعي تلقي نمي شود و امكان اشتباه در اين قضاوتها وجود دارد.
- اطمينان متوسط عموماً به اين معناست كه اطلاعات داراي منبع معتبر مي باشد ولي از نظر كيفيت اين اطلاعات كفايت لازم را نداشته و لذا فاقد اطمينان بالاست.
- اطمينان پايين عموماً به اين معناست كه اعتبار اطلاعات و امكان باور آنها زير سئوال است يا اينكه اين اطلاعات بسيار پراكنده مي باشند و براساس آنها نمي توان يك تحليل قطعي ارائه نمود و ما نسبت به منابع اطلاعات مشكل يا نگراني عمده داريم.
قضاوتهاي كليدي
الف) ما با اطمينان بالا قضاوت ميكنيم كه در پائيز 2003 تهران برنامه سلاحهاي هستهاي خود را متوقف نمود؛ ما همچنين با اطمينان متوسط تا بالا ارزيابي ميكنيم كه تهران، حداقل، گزينه توليد سلاحهاي هستهاي را همچنان در نظر دارد. ما با اطمينان بالا قضاوت ميكنيم كه اين توقف و اعلام تهران مبني بر اين كه تصميم دارد برنامه اعلامشده غنيسازي اورانيوم را تعليق نمايد و پروتكل الحاقي به موافقتنامه پادمان معاهده منع اشاعه را امضا نمايد، اصولاً در جهت پاسخ به افزايش فشارها و نظارتهاي فزاينده بينالمللي ناشي از افشاي كار هستهاي اعلام نشده پيشين ايران بود.
- ما با اطمينان بالا قضاوت ميكنيم كه تا پائيز 2003، نهادهاي نظامي ايران به دستور دولت در حال كار براي توليد سلاحهاي هستهاي بودند.
- ما با اطمينان بالا قضاوت ميكنيم كه اين توقف حداقل براي مدت چندين سال تداوم داشت (اما به دليل وجود كمبودهاي اطلاعاتي كه در جاهاي مختلف اين ارزيابي مورد بحث قرار گرفته است، سازمانهاي DOE و NIC صرفا با اطمينان متوسط معتقدند كه توقف اين فعاليتها بيانگر توقف كل برنامه هستهاي ايران است.)
- ما با اطمينان متوسط ارزيابي ميكنيم كه تهران برنامه سلاحهاي هستهاي خود را تا نيمه سال 2007 از سر نگرفته است، ولي ما نميدانيم كه آيا در حال حاضر تهران قصد توليد سلاح هسته اي دارد يا خير.
- ارزيابي ما با اطمينان متوسط به بالا همچنان اين است كه ايران در حال حاضر سلاح هستهاي ندارد.
- از تصميم ايران به توقف برنامه سلاحهاي هستهاي، بر ميآيد كه نسبت به قضاوتي كه ما از سال 2005 تا كنون داشتهايم، عزم كمتري براي توليد سلاح هستهاي دارد. اين ارزيابي ما كه برنامه مزبور احتمالا به دليل اصليِ پاسخگويي به فشارهاي بينالمللي متوقف شده است، ميتواند گوياي اين مطلب باشد كه شايد آسيبپذيري ايران در مقابل فشار بر اين موضوع، از آنچه كه ما قبلا قضاوت ميكرديم بيشتر است.
ب) ما همچنان با اطمينان پائين ارزيابي ميكنيم كه ايران حداقل برخي مواد شكافتپذير قابل استفاده در سلاح را وارد كرده است، اما هنوز با اطمينان متوسط تا بالا قضاوت ميكنيم كه موادي كه ايران به دست آورده، براي توليد سلاح كافي نيست. ما نميتوانيم اين مطلب را رد كنيم كه ايران از خارج سلاح هستهاي يا مواد شكافتپذير كافي براي توليد سلاح هستهاي به دست آورده است- يا در آينده به دست خواهد آورد. اگر ايران بخواهد سلاحهاي هستهاي داشته باشد، بايد به مقدار كافي مواد شكافت پذير را در داخل توليد نمايد- كه ما با اطمينان بالا قضاوت ميكنيم كه هنوز اين امر تحقق نيافته است، مگر اين كه از خارج به دست آورده باشد.
ج) ارزيابي ما اين است كه غنيسازي به وسيله سانتريفيوژ روشي است كه ايران احتمالا ميتواند ابتدا از آن براي توليد مواد شكافتپذير كافي براي سلاح استفاده كند، البته اگر تصميم به اين كار داشته باشد. ايران، به رغم متوقف ساختن برنامه سلاحهاي هستهاي، فعاليتهاي غنيسازي سانتريفيوژي خود را در ژانويه 2006 از سر گرفت. ايران در نصب سانتريفيوژها در نطنز در سال 2007 پيشرفت چشمگيري داشت، ولي قضاوت ما با اطمينان متوسط اين است كه هنوز با مشكلات فني مهمي براي راهاندازي آنها مواجه است.
- ما با اطمينان متوسط قضاوت ميكنيم كه زودترين زمان احتمالي كه ايران ميتواند به لحاظ فني توانايي توليد مقدار كافي اورانيوم با غناي بالا براي توليد سلاح را داشته باشد، اواخر سال 2009 است، اما اين امر بسيار بعيد است.
- ما با اطمينان متوسط قضاوت ميكنيم كه ايران احتمالا به لحاظ فني توانايي توليد مقدار كافي اورانيوم با غناي بالا براي سلاح، در يك مقطع زماني بين سالهاي 2015-2010 را دارا خواهد شد. (INR قضاوت ميكند كه به دليل مشكلات قابل پيشبينيِ برنامهاي و فني، بعيد است ايران تا قبل از سال 2013 به اين توانايي دست يابد). تمامي سازمانها اين احتمال را تشخيص ميدهند كه ممكن است ايران تا بعد از سال 2015 به اين توانايي دست نيابد.
د) نهادهاي ايراني به توسعه طيفي از تواناييهاي فني كه ميتواند در توليد سلاح هستهاي به كار رود ادامه ميدهند، البته اگر تصميمي براي اين امر اتخاذ شده باشد. براي مثال، برنامه غنيسازي اورانيوم غيرنظامي ايران ادامه دارد. ما همچنين با اطمينان بالا ارزيابي ميكنيم كه از پائيز 2003 ايران پروژههاي تحقيق و توسعه با كاربردهاي نظامي متعارف و بازرگاني انجام داده است- كه برخي از آنها ميتواند مورد استفاده محدود قرار بگيرند براي سلاحهاي هستهاي.
ه) ما اطلاعات كافي براي قضاوت قطعي در مورد اين كه آيا تهران تمايل دارد به توقف برنامه سلاحهاي هستهاي خود تا مدتي نامشخص همزمان با ارزيابي ساير گزينههاي خود، ادامه دهد يا خير، و همچنين در مورد اين كه آيا معيارها و ضربالاجلهاي معيني كه آن را به از سرگيري اين برنامه وا دارد، مشخص كرده باشد، نداريم.
- ارزيابي ما از اين كه ايران اصولا در پاسخ به فشار بينالمللي برنامه مزبور را در سال 2003 متوقف كرد نشان ميدهد كه رهيافت مبتني بر سود و زيان تصميمات تهران را هدايت ميكند، نه تعجيل براي دستيابي به سلاح بدون توجه به هزينههاي سياسي، اقتصادي و نظامي. اين امر، به نوبه خود ميتواند نشانگر اين باشد كه تركيبي از تهديداتِ فشارها و نظارتهاي تشديد شده بينالمللي در كنار فرصتهايي براي ايران جهت نيل به اهداف امنيتي، پرستيژي و اهدافي براي نفوذ منطقهاي به طرق ديگر، ممكن است- در صورت رهبران ايران آن را معتبر تلقي كنند- تهران را به تمديد توقف فعلي برنامه سلاح هستهاي خود وا دارد. مشكل ميتوان مشخص كرد كه اين تركيب، چگونه تركيبي ميتواند باشد.
- ما با اطمينان متوسط ارزيابي ميكنيم كه قانع كردن رهبري ايران به صرف نظر كردن از توليد نهايي سلاحهاي هستهاي، با توجه به ارتباطي كه ممكن است خيليها در دستگاه رهبري ميان توليد سلاح هستهاي و اهداف كليدي امنيت ملي و سياست خارجي ايران ببينند، و با توجه به اقدامات قابل توجه ايران حداقل از دهه 1980 تا سال 2003 براي توليد اين سلاحها، مشكل خواهد بود. به نظر ما، فقط يك تصميم سياسي براي رها كردن هدف دستيابي به سلاح هستهاي، به طور معقولي ايران را از توليد نهايي سلاحهاي هستهاي بر حذر ميدارد- و چنين تصميمي في نفس ذاته، برگشتپذير است.
و ـ ارزيابي ما با اطمينان بينابين اين است که ايران احتمالا براي توليد اورانيوم خيلي غني شده به منظور ساخت سلاح بجاي سايتهاي هسته اي اعلام شده از تاسيسات پنهاني استفاده مي کند. ميزان رو به افزايشي از اطلاعات نشان مي دهد که ايران در صدد تبديل پنهاني اورانيوم و فعاليتهاي غني سازي بوده است اما به نظر ما اين تلاشها احتمالا در واکنش به توقف پاييز 2003 متوقف شده است و احتمالا اين تلاشها لااقل تا اواسط 2007 مجدداً آغاز نشده است.
زـ ما با اطمينان زياد معتقديم که ايران از نظر فني تا قبل از سال 2015 قادر به توليد و فرآوري پلوتونيوم کافي براي ساخت يک سلاح نيست.
ح ـ ما با اطمينان زياد ارزيابي مي کنيم که اگر ايران سرانجام تصميم به ساخت سلاح بگيرد، ظرفيت علمي، فني و صنعتي براي توليد آن را دارا مي باشد.
اختلافات کليدي ميان ارزيابي کنوني درباره برنامه هسته اي ايران و ارزيابي مه 2005
ارزيابي انجمن اطلاعاتي در سه پاراگراف زير :
1-( در سال 2005 ) با اطمينان زياد ارزيابي مي شود که در حال حاضر ايران علي رغم تعهدات بين المللي اش و فشارهاي بين المللي مصمم به توسعه سلاحهاي هسته اي است ولي ارزيابي نمي کنيم که ايران در اين مسير ثابت قدم باشد.
(در سال 2007 به متن ذيل تغيير پيدا كرده است)
با اطمينان زياد معتقديم که در پاييز 2003 تهران برنامه هسته اي خود را متوقف کرد و اين توقف لااقل چند سال به طول انجاميد. (DOE و شوراي اطلاعات ملي با اطمينان خاطر بينابيني بر اين باورند که توقف اين فعاليتها نشانگر نوعي توقف تمام برنامه سلاحهاي هسته اي ايران است). با اطمينان بينابيني ارزيابي مي شود که تهران تا اواسط سال 2007 برنامه سلاحهاي هسته اي خود را مجدداً آغاز نکرده است اما نمي دانيم آيا در حال حاضر قصد توسعه سلاحهاي هسته اي دارد. با اطمينان زياد معتقديم که اين توقف در وهله اول در واکنش به افزايش موشکافيها و فشارهاي بين المللي بوده که از افشاي کارهاي هسته اي قبلاً اعلام نشده ايران ناشي شده است. با اطمينان نه چندان زياد ارزيابي مي شود که تهران لااقل گزينه توسعه سلاحهاي اتمي را باز نگه داشته است.
2- (در سال 2005) اگر ايران احتمالا بخواهد سلاح هسته اي بسازد، ارزيابي ما با اطمينان بينابيني اين است که بعيد است تا قبل از اوايل تا اواسط دهه آتي بتواند به آن نايل آيد.
(در سال 2007 به متن ذيل تغيير پيدا كرده است)
نظر ما با اطمينان بينابيني اين است زودترين تاريخ ممکن براي اينکه ايران بتواند از لحاظ فني اورانيوم خيلي غني شده کافي براي ساخت يک سلاح توليد کند اواخر سال 2009 خواهد بود ولي اين هم خيلي بعيد است. نظر ما اين است که ايران از لحاظ فني احتمالا قادر خواهد بود که اورانيوم خيلي غني شده کافي براي ساخت سلاح را در محدوده زماني سالهاي 2010ـ2015 توليد نمايد. (INR بر اين نظر است که ايران به دليل مشکلات فني و برنامه اي بعيد است تا قبل از سال 2013 به چنين تواني دست يابد.)
3- (در سال 2005) اگر ايران پيشرفت سريع تر و موفقيت آميزتري نسبت به آنچه تاکنون ديده ايم داشته باشد مي تواند تا پايان اين دهه مواد شکافتني براي ساخت سلاح را توليد نمايد.
(در سال 2007 به متن ذيل تغيير پيدا كرده است)
ما با اطمينان بينابيني معتقديم که زودترين تاريخي که ايران از لحاظ فني قادر توليد اورانيوم خيلي غني شده کافي براي ساخت سلاح خواهد بود اواخر سال 2009 مي باشد ولي اين هم خيلي بعيد است.
نوشته شده توسط ghadiri در شنبه، 24 آذرماه 1386، 9:21 صبح
نظرخواهی
نظر شما چيست؟