یکشنبه، 18 دیماه 1384
ملاكهايي براي سنجش وضعيت مالياتي و رفاهي
اين مقاله در سال 1381 به رشته تحرير در آمده است. گرچه آمارهاي ذكر شده مربوط به آن سال است اما موضوع ان مسئله روز مي باشد و مطالعه آن در آستانه سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی توصیه .
-------------------------------------------------------------------
ملاكهايي براي سنجش وضعيت مالياتي و رفاهي
به مناسبت هفته ماليات، اطلاعات و آماري منتشر شد و مسـئولان و مردم نـظرات خود را بيـان كردند. برخي از محورهايي كه از زبان مردم بيان ميشد بر دو نكته تاكيد داشتند :
1: بر ايـن امرتـاكيد شد كه اگر مردم ببيـنند كه مـالـياتها صرف رفاه و آسـايش آنـان ميشـود با رغبت بيشتري ماليات خواهند پرداخت.
2: با ذكر مقايسههايي در مورد وضعيت رفاه و تأميـن اجتماعي در ساير كشـورها، نـظير آلمان و با اشاره به اين نكته كه در آلمان از محل مالياتها، براي افزايش رفاه عمومي و تأمين اجتماعي استفاده ميگردد، تاكيد ميشد كه اگر دولت ايران نيز رفاهي را كه مثلا در آلمان ايجاد شده است، براي مردم كشورمان ايجاد كند، مردم با ميل و رغبت بيشتري ماليات خواهند پرداخت.
در اين مقاله به بررسي وضعيت بودجه كشور، بويژه موضوع مالـياتهـا و هـزينـه هاي عـمومي و تأمين اجتماعي در ايران و آلمان پرداخته و سپس اين دو با هم مقايسه ميگردد.
كل بودجه دولت در سال 1381 حدود 67 هزار ميليارد تومان است كه با احتساب حدود 10 هزار ميليارد تومان يارانه پنهان سوخت كه در بودجه درج نشده اسـت، حدود 77 هزار ميلـيارد تومـان، يعني قريب به 100 ميليارد دلار ميباشد.
كل مالياتهاي پيشبيني شده حدود 6136 ميليارد تومان ميباشد، يعني مجموع مالياتها، كمتر از 10 درصد كـل بودجـه رسـمي ( دقـيقأ 15/9 درصد) وكـمتر از 8 درصد بودجـه عمـلي دولـت ( با احتساب يارانه پنهان سوخت ) ميباشد.
كل يارانه هاي كشـف و پنهان بودجه سال 1381 معادل 13803 ميليارد تومـان است كه 3803 ميليارد تومان آن، مربوط به يارانه هاي مندرج در بودجه و بيش از 10 هزار ميليارد تومان يارانه پنهان حاملهاي انرژي (فرآوردههاي نفتي) ميباشد.
به عبارت ديگر، فقط يارانه ها به تنهايي حدود 25/2 برابر كل مالياتي است كه قرار است دولت از بخش خصوصي ودولتي دريافت كند.
مجموع بودجه اختصاص يافته به آموزش وپرورش، وزارت علوم تحقيقات وفناوري، وزارت بهداشت ودرمان وآموزش پزشكي و نيز دانشگاهها و بيمارستانهاي وابسته، جمعأ حدود 5335 ميليارد تومان است كه خود حدود 78 درصد كل مالياتها است.
از اين مقدار مبلغ 5/2992 ميليـارد تومان بـودجه آموزش وپرورش، حدود 597 ميـليارد تومان، بودجه وزارت علوم، تحقيقات و فناوري و دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالي ومبلغ 5/1745 ميـليارد تومان بودجه وزارت بهداشت، درمان وآموزش پزشكي و دانشگاهها و بيمارستانهاي وابسته ميباشد.
بـودجه سازمـان تأميـن اجتماعي به تـنهايي 2156 ميلـيارد تـومان است كه بيش از يك سوم كل مالياتها ميباشد.
بودجه جـمعيت هلال احـمر حـدود 75 ميـليارد تـومان، كـميته امداد امام خميني(ره) 5/444 ميليـارد تومان، سـازمان بـهزيستـي 5/179 مـيليارد تـومان، انستيتو پاستور 4/12 ميليارد تومان و سازمان انتقال خون 7/23 ميليارد تومان ميباشد.
مجموعه بودجه هلال احمر، كميته امداد، سازمان بهزيستي، انسيتو پاستور وسازمان انتقال خون،حدود 2855 ميليارد تومان است كه به تنهايي 5/46 درصد كل مالياتهاي پيش بيني شده است كه با يارانه مستقيم و كشف مندرج در بودجه، جمعأ معادل 6658 ميلـيارد تومـان اسـت كه حدود 5/8 درصد بيشتر از كل مالياتها ميباشد.
مجموع بودجه هاي فوق الذكر (بدون يـارانه پنـهان سوخـت) شامل امور آمـوزش، امـور تـأميـن اجتماعي، بهداشت و درمان و يارانههاي كشف مندرج دربودجه جمعا 12029 مـيليارد تومان است كه حدود 2 برابر كل مالياتهايي است كه براي سال 1381 پيش بيني شده اسـت. اگر 10 هـزار ميليـارد تومان يارانه پنهان سوخت نيز به آن اضافه شود، جمع موارد فـوق به بـيـش از 22 هزار مـيليـارد تومان ميرسد كه بيش از 5/3 برابر كل مالياتهاي پيشبيني شده است.
در حالي كه كل مالياتها براي سال 1381، مبلغ 6136 مـيليارد تـومـان پيشبيني شده است، بـودجـهاي كه براي پرداخت حقوق كاركنان دولت پيش بيني شده اسـت، مبلغ 5349 ميليـارد تـومان، يـعني معادل بـيش از 87 درصد كل مالياتها و بودجه پيش بيني شده براي كارهاي عمراني، مبلغ 5418 ميـليارد تـومان، يعني معادل بيش از 88 درصد كل مالياتها است.
آمار فوق نشان ميدهد كه چند برابر كل مالياتها به طور مستقيم خرج مردم ميشود و البته الباقي بودجـه از محـل درآمدهاي نفتي و درآمدهاي شركتهاي دولتي تأمين ميگردد. بنابراين، اگر مردم چنـد برابر مقـداري كه ماليـات ميدهند هم مالـيات بپردازند، هـنوز به ميزان بودجهاي كه براي آموزش و بهداشت و درمان و تامين اجتماعي و يارانه ها اختصاص يافته نميرسد.
اما در رابطه با مقايسه رفاهيات ايران با كشـورهاي ديـگر و به خصـوص آلمان نيـز ذكـر برخي آمارها بيمناسبت نخواهد بود. آمارهاي ذيـل مـربوط به سـالهاي 1997 تا 1999 يعني زماني كه هـنوز پول اروپـا جايگزيـن مارك نشده بود(1) ميباشد. در آلمان از هر دو نفر جمعيت كشور، يك نفر داوطلب كار است و از 82 مليون نفرجـمعيت بيش از 36 مليون نفر شاغل هستند.
سرانه توليد هر آلماني در سال 1997، معادل 22280 دلار و مجمـوع توليد ناخـالص داخلي آلمـان معادل 2321 ميليارد دلار بوده است.(2)
اگر مجموع توليد را به نسبت 36 ميليون شاغل بسنجيم، سرانه توليد ناخالص داخلي آلمان به ازاي هر شاغل، سالانه 63630 دلار و ماهانه 5320 دلار ميباشد.
يعني هر شاغل به طور متوسط ماهانه 5320 دلار توليد كرده است، حال آنكه حقوق هر كارگر، به طور متوسط ماهانه معادل 1743 دلار (3 هزار مارك) يعني معادل يك سوم توليد ناخالص سرانه بر حسب نيروهاي شاغل ميباشد. به عبارت ديگر، توليد ناخالص داخلي هر شاغل، حدود سه برابر حقوق يك كارگر است.
در سال 1998، مردم آلمان از مجموع 2321 ميلـيارد دلار توليـد ناخـا لـص داخـلي، معادل 484 ميليارد دلار (833 ميليارد مارك) ماليات پرداخت كرده اند.
ما لياتي كه مردم آلمان به دولت خود پرداختهاند، بيش از 60 برابر مالياتي است كه مردم ايران به دولت خود پرداختهاند و بيش از 5/5 برابر كل بودجه رسمي دولت در سال 1381 است.
ماليات پرداختي مردم آلـمان به دولت (در سـال 1998) بـيش از 22 برابر درآمد نـفت ايـران درسـال 1380 بوده است.
بودجه آموزش و علوم و تـحقيق وتـكنولوژي آلمـان در سـال 1998، مـبلغ 6/18 ميـليـارد مارك،معادل بيش از 10 ميلياد دلار، يعني فقط حدود 2 درصد كل مالياتها بوده است،حال آنـكه فـقط بودجه وزارت آموزش وپرورش در ايران 7/48 در صد كل مالياتهادر سال 1381 است.
بودجه بيكاري و امـور اجتمـاعي آلمان به تنـهايي 180 ميليـارد مارك (معادل 104 ميليارد دلار)، يعني بيش از 5 برابر در آمد نفت ايران در سال 1381 و بيش از كل بودجه آ شكار و پنهان ايران در همين سال است. ليـكن بـودجه بيكاري و امور اجتماعي آلمان كمتر از 22 درصد مالياتهاي دريافتي آن كشور است.
درآلمان از هر سه نفر، يك نفر براي صادرات كار ميكند و صادرات آلمان درسال 1998، مبلغ 198 ميليارد مارك، حدود 580 ميليارد دلار، يعني 145 برابر صادرات كالاي ايران و 29 برابر كل مبلغ صادرات نقت ايران درسال 1381 و 6/6 برابر كل بودجه رسمي دولت ايران و 8/5 برابر كل بودجه رسمي و پنهان دولت ايران ميباشد.
فقط صادرات مواد غذايي و نوشـابه آلمـان، حدود 35 مـيليارد مارك (حـدود 20ميليارد دلار)، يعني معادل ارزش كل صادرات نفت ايران در سال 1380 بوده است.
صادرات ماشـين آلات آلمان، مبلغ 154 ميـليارد مـارك (مـعادل 4/89 ميليارد دلار)، يعني بيش از 4 برابر كل صادرات نفت ايران بوده است.
در بخش صنعت، فروش كارخانجات اتومبيل سازي فولكس واگن در سال 1998، مـعادل 8/77 ميليارد دلار يعني نزديك به 4 برابر صادرات نفت ايران در سال 1380 بوده است.
شركت زيمنس در امر الكترونيك و ارتباطا ت، 5/68 ميليارد دلار، معادل 5/3 برابر صادرات نفت ايران و شركت خودرو سازي ب.ام.و. مبلغ 5/36 ميليارد دلار، يعني 8/1 برابر صادرات نفت ايران فروش داشتهاند.
به دنبال پيوستن آلمان شرقي به آلـمان غربـي، دولت آلمان ازسـال 1990 تا سـال 1999 حدود 464 ميليارد دلار (800 ميليارد مارك ) به بخش شرقي آلمان كمك كرده است. اين مبلغ بيش از 23 برابر در آمد صادرات نفت ايران درسال 1380 است.
اگر قرار باشد سطـح رفاه در ايـران را با آلمان، بدون توجه به ميزان توليد سرانه و ميزان مالياتها و ساعات مفيد كاري مردم دو كشور بسنجيم، قضاوتي ناعادلانه كردهايم.
اگر بخواهـيم خود را با ديـگران بسنجـيم و قـضاوتي صحيح داشته باشيم، بايد خود را با كشورهايي بـسنجـيم كه توليد سـرانه آنها با توليد سرانه ايران هم وزن اسـت. درست مثل مسابقات كشـتي. در كشتي، مسابقات، بين هم وزنها صورت ميگيرد. درغير اين صورت، نفر اول كشتي سبك وزن جهان، از آخرين نفر سنگين وزن جـهان نـيز شكست خواهد خورد.
در فرهنگ عمومي ايران، اين اصل منطقي رايج است كه ملاك ارزيابي ميزان توجه و رسيدگي پدر خانواده نسبت به اهل و عيال خويش را با ميزان درآمد وي ميسنجند. بدين معني كه ممكن است فرد پول داري، براي همسر و فرزندان خود امكانات رفاهي بيشتري را نسبت به پدر ديگري فراهم كند، اما اين امر به منزله پدر بهتر بودن نيست. زيرا ممكن است ساير پدران به دليل نداشتن امكانات مشابه، نتوانند، علي رغم خواسته و ميل خود، تسهيلات بيشتري را براي خانواده فراهم كنند.
در خانودادهاي كه ميزان توقعات همسر و فرزندان، از پدر خانواده، بيش از امكانات او باشد و مرتبا امكاناتي را كه پولدارها در اختيار زن و فرزند خود قرار ميهند، به رخ كشيده شود، اين خانواده روي خوش را نخواهد ديد و سرانجامي شوم آنرا تهديد ميكند.
تامين اجتماعي بيشتر در ساير كشورها، تا حدود زيادي به ميزان درآمد آن دولت بستگي دارد. مبناي تأمين اجتماعي در ساير كشورها، از جمله در آلمان، ميزان مالياتي است كه از مردم دريافت ميدارند. ميزان ماليات نيز خود به ميزان توليد و بويژه به ميزان سرانه توليد هر كشـوري بستگي دارد. سرانه توليد نيز نتيجه دو عامل مهم، يعني ميزان ساعات مفيد كاري و ميزان سرمايـه گذاري است و سرمايه گذاري خود، نتيجه شكل گيري پساندازها است و پساندازها، علاوه بر درآمد سـرانه يا توليد سرانه، به ميزان مصرف و در حقيقت به صرفه جويي در مصرف باز ميگردد.
البته در مورد برخي از كشورها، عوامل ديگري نيز به رشد آنان منجر شده است. انگلستان، تاريخي طولاني در استعمارگرايي دارد و زماني يك سوم خشكيهاي جهان تحت سلطه مستقيم و استعماري آن كشور بوده است. در حقيقت انگلستان به قيمت استثمار، برده داري و استعمار ساير كشورها و غارت منابع آنان، به وضعيت اقتصادي قدرتمند دست يافته است. آمريكا نيز امروزه با اعمال نفوذ در كشورهاي مختلف و انجام كودتا و توطئه عليه ساير كشورها و لشگركشي به اقصي نقاط جهان به غارت كشورهاي ديگر ميپردازد و قدرت و رفاه امروز آمريكا، تا حدود زيادي به اين چپاولگري مربوط ميباشد. كشورهاي فرانسه، اسپانيا، هلند، ايتاليا، پرتقال و ... نيز از سوابق طولاني استعماري برخوردارند. آلمان نيز طي دو جنگ جهاني اول و دوم، تلاش كرد تا به مستعمراتي دست يابد كه در نهايت ناچار شد به شكستي فاحش تن در دهد.
اگر ملاحظات استعمارگرايانه را ناديده بگيريم، ميتوان گفت كه در واقع، فاصله بين مصـرف وتـوليد است كه بـه شكلگيـري پس انـداز ميانـجامد. پـس اگر ميخواهيم، ما هم مـثل آلمـان و سايـر كشـورهاي پيشرفته (از نظر اقتصادي)، داراي رشدي پايدار باشيم، بايد حركت خود را از اين دو عامل مهم و زيربنايـي آغـاز كنـيم. اول "كـار" و دوم "قـناعـت در مصرف".
پس اگر هركس، ساعت مفيد كاري خويش را افزايش دهد و از اسراف در مصـرف بپرهيـزد و اجـازه دهد كه در سطح فردي و ملي، پس انداز يا به عبارتي سرمايه شكل بگيرد، مقدمات لازم براي توسعه و پيشرفت حاصل شده است. طبيعي است كه مردم، با مالياتي كه به تناسب درآمد ميپردازند، زمينه را براي گسترش رفاه عمومي و تأمـين اجتماعي بـهتر فراهم ميآورند و با اسـتفاده صحيح از پساندازهاي خود در جهت سرمايهگذاري در امور مختلف، رشد و توسعه اقتصادي كشور را موجب ميگردند.
شعار دولت رفاه، براي كشوري چون ايران، شعاري انحرافي است. كشور در حال حاضر، به "دولت كار" و "ملتي كاري" نياز دارد.
همه ما بايد اين فر مايش حضرت امام خميني (ره) را سرلوحه عمل خود قرار دهيم كه هركس هر كاري را كه انجام ميدهد، آن را به بهترين نحو انجام دهد.والسلام
------------------------------------------------------------
پاورقي:
1 - كليه اطلاعات مربوط به آلمان، از آخرين چاپ (چاپ سوم 1379) كتاب سبز آلمان از انتشارات مركز چاپ وانتشارات وزارت امور خارجه، به تآليف دكتر رحماني ا ستخراج شده است.
در تبديل مارك به دلار، هر دلار مساوي 721/1 مارك محاسبه گرديده است.
2 - در تبديل مارك به دلار، هر دلار مساوي 721/1 مارك محاسبه گرديده است.
نوشته شده توسط ghadiri در یکشنبه، 18 دیماه 1384، 9:10 بعدازظهر
نظرخواهی
مقاله شما عالی بود دوست دارم از راهنماییهای شما در زمینه مالیات استفاده کنم
نوشته شده توسط روح اله کشاورز در ساعت سه شنبه، 1 آبانماه 1386، 10:29 بعدازظهر
بسمه تعالی
تلفن خود را در همین قسمت بگذارید.
نوشته شده توسط قدیری ابییانه در ساعت دوشنبه، 21 فروردینماه 1385، 1:06 صبح
دوست دارم با شما در تماس باشم واز مطالب شما استفاده ببرم.
نوشته شده توسط سيد محمد كساييان در ساعت یکشنبه، 20 فروردینماه 1385، 11:30 بعدازظهر
thats right
نوشته شده توسط samira در ساعت پنجشنبه، 4 فروردینماه 1384، 4:50 بعدازظهر
نظر شما چيست؟